تاريخ : ۹۳/۱۲/۲۶ | 14:6 | نویسنده : جعفر محمدی
 

افتاده به کنجی خبر از یار نداریم

یارای سفر با تن بیمار نداریم

                                         همسایه در خانه ما را نگشاید

                                         در شهر غربیم و خریدار نداریم

نومید غمین دست به کاری نتوان زد

بی حجت او گرمی بازار نداریم

                                          یارب مددی کن برسان مونس جانم

                                          ما جز تو کسی یار مددکار نداریم

این بند تمناست که پاپیچ دل ماست

ورنه گله از سلسله یار نداریم

                                          عید آمده هرجا سخن از دیدن یار است

                                          هیهات که ما رخصت دیدار نداریم

لطفی بنما گوشه چشمی و همان بس

ما دیده به دروازه اغیار نداریم

                                          سرنا تو هم از بخت بد خود گله کم کن

                                          در شهر مگر جز تو گرفتار نداریم

                              روخ اله سیمایی



تاريخ : ۹۳/۱۰/۰۷ | 15:8 | نویسنده : جعفر محمدی

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند
چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند
                                                     مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس
                                                      توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می‌کنند   

   گوییا باور نمی‌دارند روز داوری
کاین همه قلب و دغل در کار داور می‌کنند
                                                      یا رب این نو دولتان را بر خر خودشان نشان
                                                       کاین همه ناز از غلام ترک و استر می‌کنند
ای گدای خانقه برجه که در دیر مغان                                                                                            می‌دهند آبی که دل‌ها را توانگر می‌کنند
                                                     حسن بی‌پایان او چندان که عاشق می‌کشد 
                                                       زمره دیگر به عشق از غیب سر بر می‌کنند
بر در میخانه عشق ای ملک تسبیح گوی
کاندر آن جا طینت آدم مخمر می‌کنند
                                                    صبحدم از عرش می‌آمد خروشی عقل گفت
                                                     قدسیان گویی که شعر حافظ از بر می‌کنند



تاريخ : ۹۳/۰۹/۲۵ | 11:28 | نویسنده : جعفر محمدی

مراسم یادواره ۷۳ شهید والامقام دهستان طاهرگوراب با حضور جمعی از مسئولین شهرستان صومعه‌سرا و حجت‌الاسلام سیدعلی طاهری نماینده مردم گرگان و آق‌قلا در مجلس شورای اسلامی برگزار شد.

 

 

 

 

منبع: وارون نیوز



تاريخ : ۹۳/۰۸/۱۷ | 8:57 | نویسنده : جعفر محمدی
 

IMG11095712

برنامه «نذر سوم» با هدف پرداختن به مراسم يكصد ساله روز سوم امام حسين(ع) در يكي از روستاهاي كشورمان، جمعه 16 آبان از شبكه دو سيما پخش شد.

برنامه «نذر سوم» با اشاره به مراسم يكصد ساله روز سوم امام حسين(ع) در روستاي طاهر گوراب استان گيلان، آداب و رسوم برپايي اين مراسم را براي مخاطبان به تصوير مي كشد.

در اين مراسم كه هر ساله در روز سوم شهادت امام حسين(ع) در آن منطقه برگزار مي شود، نوحه سرايي و ذكر مصيبت سيد و سالار شهيدان و ياران باوفايش صورت مي پذيرد و شركت كنندگان در اين مراسم، ناهار را مهمان سفره امام حسين(ع) هستند.

هرساله اين مراسم در طاهرگوراب از توابع شهرستان صومعه سرا با حضور هزاران نفر از عزاداران و عاشقان اباعبدالله الحسين(ع) برگزار مي شود و به همين مناسبت طاهرگوراب پذيراي هيئت هاي عزاداري از سراسر منطقه گسگرات است.

هيأت هاي سوگواري نيز به همين مناسبت با راه اندازي دسته هاي سينه زني و زنجير زني كه با حضور پرشور عزاداران همراه است، در غم شهادت سرور و سالار شهيدان به عزاداري مي پردازند.

برنامه «نذر سوم» به همت تأمين برنامه شبكه دو و با همياري هيأت جوانان طاهرگوراب تهيه و توليد شده كه جمعه 16 آبان ساعت 10:10 به مدت 60 دقيقه به روي آنتن مي رود.      

منبع:ایسکا نیوز          


برچسب‌ها: طاهرگوراب

خبرها حاکی است که یعقوب(راهین)محمدی به سمت رئیس اداره امور مالیاتی بخش گوراب زرمیخ شهرستان صومعه سرا انتخاب شده است. نامبرده دارای مدرک کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی و از پرسنل ادراه امور مالیاتی شهرستان صومعه سرا بوده است. مدیریت وبلاگ به نوبه خود این انتصاب را به ایشان و جامعه مالیاتی تبریک و تهنیت عرض می نماید و برای ایشان توفیق روز افزون را خواهانیم.



تاريخ : ۹۳/۰۶/۲۰ | 11:20 | نویسنده : جعفر محمدی
متاسفانه روزانه با افرادی رو به رو می شیم که برای رسیدن به هدف و منفعت خود همیشه برای افراد بالادست خود که داری مقام و جایگاهی بالا در شهرستان یا استان و یا... هستند چاپلوسی و پاچه خواری میکنند تا بتواند خود نیز در جامعه بوسیله این عمل ناپسند به جایگاهی برسند. به نظر من این رفتار واکنشی نیست، بلکه اهداف بلندمدتی را دنبال می کند و اغلب توسط فرد به عنوان شیوه ای برای دستیابی به اهداف شخصی استفاده می شود.
ریشه اصلی این پاچه خواری و ستایش نابجا، حقیر بودن شخصیت فرد است. بدین ترتیب، کسی که احساس کمبود در خود نمی کند، هرگز به خود اجازه نمی دهد تا پاچه خواری افراد دیگر را بکند. ما انسانها همه توسط یک خالق توانمند و متدبر، یکسان افریده شده ایم، همه از خاک افریده و دوباره همه به زیر ان خاکیم. هیج شخصی از شیء دیگری افریده نشده و همچنین هیچ شخصی درجای دیگری غیر از زیر خاک دفن نخواهد شد، همینطور که گفته شد هیچ فردی از فرد دیگری بالاتر نیست،برتر بودنِ انسانها فقط و فقط به درجه ی تقوا وایمان به خدای یکتاست، پس لزومی ندارد برای رسیدن به جایگاهی در جامعه، برای افرادی که در جایگاه خاصی قرار دارند، با خود شیرینی و پاچه خواری شرافت، شخصیت و منزلت خود را پایین بیاوریم... به نظر من باید فقط برای خدا دلبری کنیم و از او بخواهیم نه از بنده ی خدا و از هیچ چیزی هراس نداشته باشیم، چون اوست که قادر به انجام همه کارهاست، با این کار هم مقام خود نزد خدا بالاست و هم می توان جایگاه خود را حفظ کرده و برای هر کسی گردن کج نکنیم و به دیگری محتاج نباشیم.

حضرت علی (ع) می فرماید:
نه مرگ انقدر ترسناک است و نه زندگی انقدر شیرین، که ادمی پای بر شرافت خود بگذارد

کلمات کلیدی :پاچه خواری کردن،محتاج بودن به دیگری،متکی بودن به غیر از خدا،تکیه به دیگران،خودشیرینی برای افراد جایگاه بالا،خاروندن پاچه دیگران،هدف انسان های فرصت طلب،نتیجه پاچه خواری کردن


چاپلوسی و پاچه خواری، عزت نفس فرد چاپلوس و پاچه خوار را از او می گیرد و شخص ستایش شونده را نیز به غرور و تکبر واهی گرفتار می سازد. باید از خدا بخواهیم كمالاتي به ما بدهد كه با اين كمالاتش محتاج غير خودش نباشيم، خوشبختی در چیزی نیست جزء محتاج نبودن به کسی غیر از خدا. به نظرم هر دو شخص در غفلت هستند، کسی که چاپلوسی می کند، صرفا برای رسیدن به هدف خویش است و شخصیت فرد مقابل، که داری جایگاه بالایی است برایش مهم نیست و این به ضرر فردی است که در حال خدمت کردن در جایگاه ویژه ای است، پس بهتر است او به اینگونه رفتارها بها ندهد. امام صادق (ع) می فرماید : فریب خوش سخنی و شیرین زبانی ستایشگران را نخورید که دشمن پنهانی شمایند. در مقابل همچنین کسی که به این کار مشغول است و خود را محتاج دیگری می بیند پس از چندی در ذهن کسی که دارای جایگاه بالایی است به نماد یک فرد نیازمند که دم به دم باید برای او پاچه خواری کند نگاه میکند و چه بسا او برای همیشه به چشم ان فرد بد می نشیند و حتی شاید نقل او را نیز در مکانهای مختلف بکنند... پس یاد بگیریم به کسی غیر از خدا دست دراز مکنیم. ستودن بیش از اندازه نوعی چاپلوسی، و کمتر از آن درماندگی یا حسادت است.نهج الباغه حکمت

منبع :وبلاگ نور عدالت



تاريخ : ۹۳/۰۴/۲۲ | 13:43 | نویسنده : جعفر محمدی

انا لله وانا علیه راجعون

کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذو الجلال و الاکرام

دوست و همکار ارجمند جناب آقای علی حسین زاده

ضایعه درگذشت پدر مهربان و مومنتان را از صمیم قلب تسلیت عرض می نمایم.  به حق این ماه عزیز ، خداوند متعال روح پاکش را با مولایش علی(ع) محشور نماید و به بازماندگان صبر جزیل عنایت فرماید.

 



نخستین جشنواره بومی‌محلی سوغات «رشته‌خشکار» گیلان در روستای طاهرگوراب صومعه‌سرا برگزار شد.

DSC00412

تصاویر در ادامه مطلب



ادامه مطلب
تاريخ : ۹۳/۰۳/۱۹ | 14:28 | نویسنده : جعفر محمدی
چند قورباغه از جنگلی عبور می‌کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عمیقی افتادند. بقیه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند که گودال چقدر عمیق است به آن دو قورباغه گفتند: «که دیگر چاره‌ای نیست، شما به زودی خواهید مرد.» دو قورباغه این حرفها را نشنیده گرفتند و با تمام توانشان کوشیدند که از گودال بیرون بپرند. اما قورباغه‌های دیگر مدام می‌گفتند که دست از تلاش بردارند چون نمی‌توانند از گودال خارج شوند و خیلی زود خواهند مرد. بالاخره یکی از دو قورباغه تسلیم گفته‌های دیگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت. سر انجام به داخل گودال پرت شد و مرد. اما قورباغه دیگر با تمام توان برای بیرون آمدن از گودال تلاش می‌کرد. هر چه بقیه قورباغه ها فریاد می‌زدند که تلاش بیشتر فایده‌ای ندارد او مصمم‌تر می‌شد تا اینکه بالاخره از گودال خارج شد. وقتی بیرون آمد بقیه قورباغه ها از او پرسیدند: «مگر تو حرف‌های ما را نمی‌شنیدی؟» معلوم شد که قورباغه ناشنواست. در واقع او در تمام مدت فکر می کرد که دیگران او را تشویق می کنند. 
  در دنیای واقعی از اینجور شخصیتهای منفی زیاد دور و برما بوده ولی در واقع و به قول این مثل باید برای اونا کر بود!!


تاريخ : ۹۳/۰۳/۱۹ | 14:23 | نویسنده : جعفر محمدی
استادی از شاگردانش پرسید:

چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می زنیم؟
چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند می کنند و سر هم داد می کشند؟

 
شاگردان فکرى کردند و یکى از آنها گفت
چون در آن لحظه، آرامش و خونسردیمان را از دست می دهیم
استاد پرسید:...


ادامه مطلب
تاريخ : ۹۳/۰۳/۰۴ | 15:22 | نویسنده : جعفر محمدی

اما بعد، اي پسر حنيف به من گزارش دارند كه مردي از سرمايه داران بصره، ترا به مهماني خويش فرا خواند و تو به سرعت به سوي آن شتافتي خوردني هاي رنگارنگ براي تو آورند و كاسه هاي پر از غذا پي در پي جلوي تو نهادند گمان نمي كردن مهماني مردمي را بپذيري كه نيازمندانشان با ستم محروم شده ثروتمندانشان بر سفره دعوت شده اند انديشیده ای در كجايي؟ و بر سر كدام سفره مي خوري؟ پس آن غذايي كه حلال و حرام بودنش را نمي داني دور بيفكن و آنچه را به پاكيزيگي و حلال بودنش يقين داري ، مصرف كن،‌آگاه باش، هر پيروي را امامي است كه از او پيروي مي كند و از نور دانشش روشني مي گيرد آگاه باش هر که از شما  که از دنياي  به دو جامه فرسوده و دو قرص نان رضايت داده اید بداند كه شما توانايي چنين كاري را نداريد، اما با پرهيزكاري و تلاش فراوان و پاكدامني و راستي مرا ياري دهيد .

مقدمه
با بيان اين مقدمه بحث را آغاز مي كنيم كه واژه نقد در اصل به ....



ادامه مطلب
تاريخ : ۹۳/۰۲/۲۴ | 6:0 | نویسنده : جعفر محمدی
و اما قلمم را به بیگانه نمی دهم ...

به جان او سوگند که جانم را فدیه اش می کنم ، اسماعیلم را قربانیش می کنم ، به خون سیاه او سوگند که در غدیر خون سرخم ،غوطه می خورم ، به فرمان او ، هر جا مرا بخواند ، هر جا مرا براند ، هر چه از من بخواهد ، در طاعتش درنگ نمی کنم .

قلم توتم من است ، امانت روح القدس من است ، ودیعه مریم پاک من است ، صلیب مقدس من است ، در وفای او ، اسیر قیصر نمی شوم ، زرخرید یهود نمی شوم ، تسلیم فریسیان نمی شوم ، بگذار بر قامت بلند و راستین و استوار قلمم ، به صلیبم کشند ، به چهار میخم کوبند ، تا او که استوانه حیاتم بوده است ، صلیب مرگم شود ، شاهد رسالتم گردد ، گواه شهادتم باشد ، تا خدا ببیند که به نامجوئی ، بر قلمم بالا نرفته ام ، تا خلق بداند که به کامجوئی بر سفره گوشت حرام توتمم ننشسته ام ، تا زور بداند ، زر بداند و تزویر بداند که امانت خدا را ، فرعونیان نمی توانند از من گرفت ، ودیعه عشق را قارونیان نمی توانند از من خرید و یادگار رسالت را بلعمیان نمی توانند از من ربود ...

... هر کسی را ، هر قبیله ای را توتمی است ، توتم من ، توتم قبیله من قلم است .

قلم زبان خدا است ، قلم امانت آدم است ، قلم ودیعه عشق است ، هر کسی را توتمی است ،

و قلم توتم من است .

و قلم توتم ما است .

دکتر علی شریعتی
 



ادامه مطلب
تاريخ : ۹۳/۰۲/۱۶ | 15:10 | نویسنده : جعفر محمدی

حمیدرضا خصوصی  ثانی نماینده مردم شهرستان صومعه سرا به عنوان رئیس مجمع نمایندگان گیلان در دوره نهم انتخاب شد.

به‌گزارش خبرگزاری خانه ملت، در جلسه ی امروز (سه شنبه ۱۶/۲/۹۳) مجمع نمایندگان گیلان حمید رضا خصوصی نماینده مردم شریف شهرستان صومعه سرا به عنوان پنجمین رئیس مجمع نمایندگان گیلان در دوره نهم انتخاب شد.

بنابر این گزارش در این جلسه از زحمات حسن تأمینی ریاست پیشین مجمع نمایندگان تقدیر و تشکر شد.

 

وبلاگ خبررسان به نوبه خود این انتخاب را به ایشان و مردم فهیم شهرستان تبریک عرض می نماید.



تاريخ : ۹۳/۰۲/۱۵ | 6:9 | نویسنده : جعفر محمدی

 

ای دوستان روشنفکر و ای قلم بدستان دانا ،

ای تحریرگران عرصه خبر و خبر رسانی

ای راستگرایان راستگو

ای سنگربانان بی سنگر مراقب باشد

مبادا سنگرها را خالی کنید و به زعم حمله به دشمن سر از لشکر خودی در آورید و با خودیها بجنگید.

مبادا در خط مقدم به سمتی حرکت کنید که دشمن می خواهد و به بهانه کج فکری و کج فهمی در دام خصم گرفتار شوید .

مبادا دشمن را دوست وطن و دوست را دشمن وطن بدانید که این خود گناه نابخشودنی است وبه قیمت از دست دادن وطن تمام می شود که هزینه آن بسی گران است.

اگر شما یارای جنگیدن با خصم را ندارید لااقل با خودیهای وارد عرصه نبرد و پیکار نشوید و بگذارید خودی ها در کارزار سیاسی و اقتصادی بر اریکه خود نشسته و با افکاری آرام بر این دو غلبه کنند.

اگر شما با امیال و خواسته های شخصی پا به این میدان بگذارید نه تنها بر خود بلکه بر مخاطبان اجحاف نموده اید و گره ای کور بین خود و مخاطبان می اندازید که با دندان هم باز نخواهد شد.

ای خبر نگاران و ای تحلیلگران رسانه ها

آیا می دانید سنگربانان بی سنگر کیانند؟

آنها بچه های سازندگی بودند که پشت بولدزرها خاک ریز می زدند و چون سنگر می ساختند و خودشان سنگر نداشتند به این نام مشهور بودند(اکثرا هم شهید می شدند)

آیا شما بچه های سازندگی هستید؟ آیا شما سنگر می سازید؟آیا شما پشت بولدزرها خاک ریز می زنید؟ یا ...

اگر جوابتان به این سوالات مثبت است پس چرا با نیروهای که مثل شما در پشت سنگر و حتی خط مقدم جبهه ها هستند بد رفتاری می کنیدو سعی در برهم زدن آرامش آنها دارید؟ جواب شهدا را چه می دهید جواب آنهایی که سنگربانان بی ادعا بودند و فقط و فقط به فکر دفاع از میهن بودند چه می دهید؟

امروز وقتی شما دست به قلم می برید شهدا شما را نگاه می‌كنند، شهدا، شما را كه در خط مقدم نبرد هستید، نگاه می‌كنند، شما الان بالای دكل دیده‌بانی قرار گرفته اید و بخواهید یا نه، وسط میدان هستید؛ چرا كه «كل یوم عاشورا و كل الارض كربلا».

 

من الله التوفیق



تاريخ : ۹۳/۰۱/۳۱ | 9:19 | نویسنده : جعفر محمدی

زمين‌خوردن چه زيباست اگر هدف بوسيدن پاي مادر باشد

 

هنوز هم هر جا نامت را می‌شنوم...
به لرزه می‌افتم ماد­رم...
هر جا مادری را با فرزندش می‌بینم..
زیر لب می‌گويم من هم روزی مادر داشتم...
من هم روزی گرمای وجودش را داشتم...
مادرم ­ کاش می‌دانستی این روزها بیشتر از گذشته به وجودت احتیاج دارم..
اما می‌دانم تو هنوز هم پیش خدا واسطه‌ي حل مشکلات من هستی...
این اطمینان را، از آرامش قلبم دارم...



  • نانو تک
  • وبلاگ من
  • قالب میهن بلاگ